السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

299

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

شيعه ؛ قافله‌سالار كاروان انتظار در خواب شوم ، روى تو تصوير كنم * بيدار شوم ، وصل تو تعبير كنم گر هردو جهان خواهى و جان و دل و تن * بر هردو و هر سه ، چار تكبير كنم « 1 » « منجىباورى » و اعتقاد به مهدى موعود - همچنانكه در مقدمه‌ى مؤلف و تعليقات مترجم به تفصيل گذشت - ايده‌اى است جهان وطنى كه نه تنها مختصّ به شيعه نيست و قاطبه‌ى اهل سنت هم بدان معتقدند ، بلكه بيشتر پيروان ديگر اديان نيز به نوعى به آن ايمان دارند و همگى منتظر ظهور اويند ؛ ليكن در ميان طيف وسيع مهدىباوران و منتظران موعود ، تأثير شگرف اين انتظار شورانگيز بر شيعه ، از سنخ ديگرى است . زيرا : الف - در اسلام مسئله‌ى منجى آخر الزمان و مهدى موعود با تفصيل و تأكيد و شفافيت بيشترى نسبت به ساير اديان همراه است . ب - در خود جهان اسلام هم تفاوتى در نگرش شيعه و غالب برادران اهل سنّت به مسئله‌ى مهدويت وجود دارد . شيعه و خواص اهل سنت به ولادت و زنده بودن آن حضرت معتقدند ، ولى توده‌ى برادران عزيز اهل سنت بر اين باورند كه آن حضرت هنوز به دنيا نيامده است . « 2 » از آنجا كه ايده‌ى مهدىباورى و پديده‌ى انتظار در فرهنگ شيعى ، به صورتى عينى و زنده ، تعريف شده است و با هويّتى تاريخمند و بسيار دقيق ثبت و توأم گرديده ، توان‌بخشى و شورآفرينى و سازندگى اكسيرى اين اميّد مقدس و انتظار آرمانى ، به مراتب جلوه‌گرتر و محسوس‌تر از پيامدهاى آن در ميان برادران اهل سنت است ، به‌گونه‌اى كه توجه ناظران خارجى را نيز به شكل مؤثرى به خود معطوف داشته است و چون « خوش‌تر آنست كه سرّ دلبران ، گفته آيد در حديث ديگران » در اينجا صرفا به ذكر دو نمونه از قضاوت‌هاى اسلام پژوهان غربى بسنده مىكنيم : تأثير مهدىباورى بر فرهنگ شيعى از نگاه اسلام‌پژوهان غربى 1 - ماربين محقق آلمانى در اين خصوص مىگويد : از جمله مسائل اجتماعى بسيار مهمى كه هميشه مىتواند موجب اميدوارى و رستگارى

--> ( 1 ) . خاقانى . ( 2 ) . در فصل دوم كتاب حاضر - مفصّل‌ترين بخش كتاب - بحثى مستدل و با رويكردى كاملا فنّى و كارشناسانه به منظور اثبات ولادت آن حضرت ارايه شد .